خدایی برای تمام لحظه ها
از خدا زیاد باید گفت، میان حرف هایی که جستجو می شود خدا کم است...خیلی کم... واین مایه شرمساریست 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

    به گمانم آنچه را من در دفتر خویش می گویم، باد بارها در نقطه آغاز گفت و هرآنچه من نمی گویم آسمان هرروز در سجده های پرواز می گوید و دنیای نادانسته هایم در ردیف آخر کلاس آوندهای درخت هرروز تجدید می شود!

    به گمانم اولین بار خدا بهانه را نوشت، بعد الف قدقامت عشق و موج هرروز در قامت خویش اقتدا به جماعت گل ها می کند و من در پی بهانه خدا تکلیف خویش را در رختخواب می نویسم و سرگردان با کفش غرور می گذارم قدم در وادی طور ، نسیم پابرهنه "لبیک" می گوید و در پژواکش بارها می دود و با خدا بی بهانه باهم چه آشنا می  خندند و من که خدا برایم بهانه ساخت، در صدای توکل مورچگان مبهوت بزرگی انسان می شوم و به گمانم یادم می رود که "الله اکبر" خویش را در ابتدای جاده عبادت ضامن انسان بودن گذاشته ام و خدایم تنها بار حرفهای عبادت را بهانه ساخت تا من "لبیک" بگویم به انتظار نفس روز ازل!

 

تسبیح خداوند

[ ۱۳٩٢/٩/۳٠ ] [ ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ ] [ الناز ] [ کلامی از شما() ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب