خدایی برای تمام لحظه ها
از خدا زیاد باید گفت، میان حرف هایی که جستجو می شود خدا کم است...خیلی کم... واین مایه شرمساریست 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

   چه قدرتی دارد عشقت، هر دوست داشتنی غیر "تو" پوکم می کند، بی علامت بیمار می شوم، مانند موریانه می خورد وجودم را. مهمان می آید و غریب، اما زود خودمانی می شود، شایدم صاحبخانه! اگر از خانه بیرون نیفتم، چندروز  بعدش باید پی دادگاه و پلیس باشم برای اعلام سرقت، می دزدد، واقعا می دزدد همه داشته هایم. شاید حتی نگهش ندارد، آتش بزند چندکوچه آن طرف تر، آخر تا به حال بارها دویده ام میان دود.

   چه اشتباهیست وصلت با غیر "تو"، زندگی تابوت می شود، روی آن انبوه گل، زیرش شانه های بی اختیار، اندک زمانی تا هبوط، بعد آن چشم های خیس و زار و زار و... زار و زار

  چه لذتی دارد بوسه های "تو" روی صورت در لحظه های خیس، دست هایت روی شانه در زمان لرزش و زانوهای خم

چه قیمتی دارد الماس نگاهت در لحظه های انتظار و التماس

چه قد می کشند سایه ها زیر آفتاب لطف

چه بی بهانه می شود "بد بودن"  با بودنت

چقدر "چه" صف کشیده اند به خط برای نشستن روی لحظه های شکر

چه از دل میخواهم بگویم:

"خدایا وجودم را با وجودت سنجاق کن"

[ ۱۳٩٢/۱٠/٧ ] [ ٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ الناز ] [ کلامی از شما() ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب