خدایی برای تمام لحظه ها
از خدا زیاد باید گفت، میان حرف هایی که جستجو می شود خدا کم است...خیلی کم... واین مایه شرمساریست 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

خدایا

می خوام کمی باهات قهر کنم، تو قهر نکنی ها! قول بده! من قهر می کنم. هنوز نه، حرف هام که تموم شد، بعد. تا کی باشه رو هنوز نمی دونم، بعد اینکه حرف هام تموم شد شروع می شه. خسته شدم، می خوام حرف بزنم، می خوام شکایت کنم، یه دنیا "چرا" دارم ازت، می خوام داد بزنم. خدایا می خوام داد بزنم، گریه کنم، فریاد بزنم. بعدش باهات قهر می کنم، میرم...

خدیا کجا رو دارم که برم؟

خدایا من کیو دارم غیر تو؟

خدایا خودتم می دونی حتی اگه بخوام قهر کنم هم نمی تونم، خودت خدایی، نمی خواد قسم بخورم، نمی تونم برم، نمی تونم...

می نویسم برات تا بخوونی، می دونم که می خونی

"خدایا کدام آغوش از آغوش تو گرم تر است برای شکایت، برای مرهم درد.

خدایا درد دارم، دل هم دارم، دوایم باش.

خدایا نفسم می گیرد در بغض های مکرر، نفسم باش.

خدایا می شکنم، پینه می خورم، می شکنم، پینه می خورم... دیوانه می شوم اگر نباشی.

خدایا بدم اما دوستت دارم، شاید بگویی و بگویند نمی شود، اما من دوستت دارم، خدایم هستی، خدای نازنینم، خدای عزیزتر از جانم، خدایم هستی.

خدایا اگر دست هایت را به من بدهی آنقدر بو می کشم و پر از بوسه می کنم که دیگر خودت خسته شوی، می دانم نمی شوی، اما می گویم که بدانی اگر بخواهیشان خیس به تو باز می گردانم، خیس خیس، خیس اشک هایم، اگر میان دست های تو رهایشان نکنم، به کجا بسپارمشان؟ چه کسی غیر تو نگاهش اینقدر بارانیست.

خدایا دفترم را بگیر و بنویس که چرا امروز، که چرا دیروز، که چرا هر روز، بنویس و بگو که چرا نیستی، بنویس و بگو، اما نگذار حتی من لحظه ای دلتنگت باشم.

خدایا هر کجا روم آخر کوچه اش خداست، خدایم باش و باز هم آرامم کن، من بنده ضعیف توام..."

[ ۱۳٩٢/۱٠/۸ ] [ ٤:٢٢ ‎ب.ظ ] [ الناز ] [ کلامی از شما() ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب