خدایی برای تمام لحظه ها
از خدا زیاد باید گفت، میان حرف هایی که جستجو می شود خدا کم است...خیلی کم... واین مایه شرمساریست 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

آآآآآآآآآآآآآی مردم، الله را که می شناسید! همان آشنای روز ازل را می گویم، از او آشناتر به گمانم کسی ندیده است، از او عجیب تر، از او کریم تر، از او مهربان تر، از او "خدا" تر. همان که گاهی کیسه بوکسمان می شود و گاهی آغوش تنهایی و گاهی سجاده شکر برایش پهن می کنیم و گاهی...، همان تنها حضوری که همه گاهیهایمان را دیده است!

آآآآآآآآآآآآآی مردم "بقیة الله" غریب مانده، غریب غریب و "آشنا"رویان! غریب ترش می کنند.

آآآآآآآآآآآآآی مردم شما که خدا را شناخته اید! حرف های "بقیة الله" را بشنوید و بعد آن ببینید "خدا" را شناخته اید یا "ناخدا". به خدا، خدا حرف ندارد. حرف بسیار دارد برای شنیدن، حرف هایش از دل است بر دل می نشیند، اگر حرفی بر دل ننشست و دانستید که دلتان "دل" است بدانید حرف خدا نیست. خدا اولین عاشق است و مخاطبش همیشه دل بوده و هست فقط شرطش آن است که دل "دل" باشد. مخاطب خاصش که باشی  تازه می فهمی رسم عاشقی یعنی چه، تازه سرمشق می گیری برای حرفهایت در مکالمه های بارانی!

آآآآآآآآآآآآی مردم، عشق اگر بد بود که خدا عاشق نمی شد،بخشش اگر بد بود که خدا غافر نمی شد، صبر اگر بد بود که خدا صابر نمی شد، داد اگر بد بود که خدا فریاد نمی زد، قهر اگر بد بود که خدا قهر نمی کرد، خشم اگر بد بود که خدا خشم نمی کرد، اشک اگر بد بود که خدا اشک نمی ریخت...

آآآآآآآآآآآآی مردم من غریبه ام اما می خواهم کمی از دل آشنا شوم، همین. گمان نمی کنم بیشتر از این تا به حال خواسته باشه خدا.

آآآآآآآآآآآآی مردم هیچ کجای دفتر عالم ذر امضا نکرده ایم این عقد با "غربت خدا".

آآآآآآآآآآآآی مردم هرچه بد باشد با خدا نسبت ندارد، خدا خیر مطلق است، خیر مطلق، هرچه بد شد آن تکه پازل است که جای خودش جای نگرفته، خدای خالق انار هیچ چیز را بد نمی سازد، یا خاکش بد است یا کرم خورده یا... بگذاریم دست خودش.

آآآآآآآآآآآآی مردم "بقیة الله" تنهاست، تنهاترش نکنیم، اگر او که از خدا می داند بگوید به خدا همه دم به دم عاشق خدا می شویم.

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی مردم...

[ ۱۳٩٢/۱٠/۱٦ ] [ ٦:۱٢ ‎ب.ظ ] [ الناز ] [ کلامی از شما() ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب