خدایی برای تمام لحظه ها
از خدا زیاد باید گفت، میان حرف هایی که جستجو می شود خدا کم است...خیلی کم... واین مایه شرمساریست 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

خدایا چه عجیبند آنهایی که دنبال پیکند و آن صدای "تق" برای سلامتی. آدم مست می شود اگر نگاهی که باید باشد، باشد و صدای نفسش می شود آرزوی سلامتی.

خدایا چه غریب است قلب های در جعبه های روبان پیچ. قلب باید بتپد وگرنه هر پنج برعکسی می شد خانه احساس. شایدم برای همین است که هوس اینگونه می تازد بی هراس در دنیای الفبای مخاطب های عام و خاص. باید قلب را هدیه کرد با تمام بالا و پایین و حتی خط صافش.

خدایا چه سخت است گاهی انتخاب هدیه برای نازنینت تا بدانی انبوه شرم نمی شوی هنگام باز کردن، تا بدانی آنچه که "باید" را گرفته ای.

خدایا می خواهم نامه ای از چپ بنویسم، شاید مثل آن خوردن میوه ممنوعه، اما لذتش به بهشت می ارزد شاید برایم!

خدایا

می خواهم بگذاری سیبی هدیه کنم به تو، به نشانه عشق، یا اگر بشود قلبم را بگیری میان دستانت، با تمام زنگارش. بگذار همه ملائک بخندند به این رنجور سیاه، هدیه داده شمع سوخته به آن خدای ماه.

خدایا می دانم عاشق پوشالیم! اما لذت دارد این نقش در تئاتر زندگی حتی اگر کارگردانش یک تازه وارد باشد.

خدایا می خواهم اگر قلبم قرار است بشکند از تبر "نه" خدا باشد! اما بیا و نه نگو و کمک کن من هم دل پروردگارم را بدست بیاورم و بگویم "نوش جانت باشد خدای خوبم لحظه های لبخند در هنگام دیدن هدایت شدن بندگانت".

[ ۱۳٩٢/۱۱/٢۸ ] [ ۸:٢٢ ‎ب.ظ ] [ الناز ] [ کلامی از شما() ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب