خدایی برای تمام لحظه ها
از خدا زیاد باید گفت، میان حرف هایی که جستجو می شود خدا کم است...خیلی کم... واین مایه شرمساریست 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

روزی دختری ، نزد پدر می رود و سوال جالبی را مطرح می کند. 
دختر : پدر، چرا اشیاء به راحتی نا مرتب می شوند ؟
پدر : عزیزم منظورت از کلمه نامرتب چیست؟
دختر : میدانی پدر منظورم وقتی است که کامل و منظم نیستند. مثلاً میز مرا ببین . همه چیز روی آن ریخته و پاشیده است یعنی مرتب نیست. در حالی که همین دیشب زحمت کشیدم که آنرا مرتب کنم . اما اشیا مرتب باقی نمی مانند و زود نامرتب می شوند!
پدر : بگو ببینم وقتی که مرتب است چطور است ؟
دختر هریک از اشیاء روی میز را روی تاقچه و درجای خودش قرار می دهد و می گوید: ببین پدر ، الان همه چیز مرتب است ولی این طور باقی نمی ماند!

خوب ، اگر من آن جعبه را یک وجب جابه جا کنم چه می شود؟
نه پدر ! نا مرتب می شود .تازه باید آنرا صاف بگذارم، نه این طور کج و کوله که تو گذاشته ای 
اگر مدادت را از این جا مدادی توی آن یکی بگذارم چطور؟ 
باز هم نامنظم و ترتیبش به هم می خورد.
اگر این کتاب نیم باز باشد چه؟
آنهم یک نوع بی نظمی است!
پدر به طرف دخترش بر میگردد و میگوید: عزیزم! موضوع این نیست که اشیاء به آسانی نا مرتب میشوند ، موضوع این است که برای نامرتب کردن آنها راه های متعددی هست، اما برای مرتب کردن آنها فقط یک راه وجود دارد .
اغلب ما برای ایجاد حالات بد در خویش راههای فراوانی آفریده ایم ولی برای ایجاد حالات خوب راههای اندکی باقی گذاشته ایم . هزارویک اتفاق باید بیفتد تا احساس شادی کنیم اما با یک اتفاق کوچک همه چیز را از دست رفته و به هم ریخته فرض می کنیم و ناراحت می شویم .

[ ۱۳٩۳/۳/٤ ] [ ۳:۱٠ ‎ب.ظ ] [ الناز ] [ کلامی از شما() ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب