خدایی برای تمام لحظه ها
از خدا زیاد باید گفت، میان حرف هایی که جستجو می شود خدا کم است...خیلی کم... واین مایه شرمساریست 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

خدایا چه سخت است وقتی دلت نمی گنجد در چارچوب حرف، باز خوب است که تو می دانی چه می گویم! بگذار اینگونه بگویم، خدایا دیده ای حتما! وقتی حرف بزرگانی چون مسیح و مریم به میان می آید وسختی هایشان یا بزرگترینش شاید عاشورا، اولین حرف این است که خب آنها پیامبر بودند و امام و نزدیکان خدا...

خدایا می دانی چه می گویم؟! به گمانم تمام جا زدن های من و شبیه های من از این است که هنوز باور نکرده ایم خدا دوستمان دارد و اگر بخواهیم نزدیک می شویم، اگر اعتمادی چون بزرگان داشته باشیم بزرگ می شویم، می شویم مقربین خدا

یا شاید اینکه نمی دانیم سختیمان سیلی اشتباه است یا دستی برای بلند شدن!

خدایا می دانم گفته ای "و ما ادراک ما  لیلة القدر"، اما بگذار بفهمیم شبی که بهتر از هزار شب است یعنی چه، بگذار لذت ببریم از معراج، کمی بچشیم آغوش خدا، بگذار قدر خود را قدر آنچه خدا می خواهد بکشیم، بگذار سلامت که می کنیم بشنویم جوابش را...

خدایا بزرگ است خواسته ام، می دانم

اما می خواهم بزرگ بخواهم از بزرگترینم، شاید از بزرگ خواستنم بزرگ شدم، راستش خسته ام از خواسته های کوچکم...

خدایا...

[ ۱۳٩۳/٤/۱٩ ] [ ٢:٤٦ ‎ب.ظ ] [ الناز ] [ کلامی از شما() ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

امکانات وب