مداد...

خدایا

مدادم را بده! می خواهم رنگ کنم خورشید نگاهت را، آخر احساس می کنم گم شده! شایدم سرد است، شایدم چله زمستان من است!

خدایا

مدادم را بده! می خواهم نقاشی کنم خدا را میان برگ هایم، بوسه زنم برروی گونه های او، آخر دلم تنگ شد برایش در این چند ساعت تنهایی!

خدایا

مدادم را بده! می خواهم بنویسم برای "خدا" نامه سلام و بگویم برایش از لحظه های فراق!

خدایا

مدادم را بده! میخواهم روی دلم حک کنم:

"خدایا تنهایم مگذار"

/ 0 نظر / 38 بازدید