تو باشی و تو باشی و تو باشی...

خدایا چه قایم کرده ای پشت چشم هایت که من هربار نگاهت می کنم، انبوه هرچه که باشم، پر از درد، سکوت، خشم، شکایت و شادی، همه را نه اینکه یادم برود، حتی گاهی می ریزم بی محابا به دامانت...

اما...

اما آخرش فقط یک چیز می خواهم

که تو باشی و تو باشی و تو باشی...

خدایا نگاهت را از من نگیر

/ 26 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دریا

هرگاه به بن بست رسیدم مطمئن بودم که پشت دیوار خدا منتظرمن است....

داود

از این متن که نوشتی خیلی لذت بردم موفق باشی و شاد همیشه مشکلی هست کپی کنم؟

مریم

خدا چقد دوست دارم[قلب]

چند لحظه با من باش

[گل][لبخند].. سلامـ چند چست اول وب تون رو خوندمـ خیلی خوب بود! موفق باشید[گل]

دورتر از من

یک دست در جیب چپ دست دیگر در جیب راست این اندوه ِ آشنا تصویر پاییز ست ..

روزالی پیرسون

خدایـــا ...! اگر روزی فراموش کردم خدای بزرگی دارم ... تو فراموش نکن که بنده کوچکی داری ... با نوازشی و یا شاید تلنگری آرام وجودت را، همراهیت را، مهربانی و بزرگی ات را برایم یادآوری کن ...

حسین...

خداوند همیشه هست ، هست ، هست ، به شرط اینکه تو باشی ، تو باشی ، تو باشی ... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سلام شرمنده دیر به دیر میام عالی بود